English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

شراب نيشابور و ترجمه فیتزجرالد

شراب نيشابور و ترجمه فیتزجرالد
نویسنده: فرشاد حبیبی

از شگفتي هاي اقليم ادب بدون شك يكي حكيم بلند آوازه ايران، حكيم عمر خيام است كه در كمال شهرت همچنان چهره ملكوتي اش جز بر خاصان اهل دل نامكشوف و نشان ميخانه اش از ديده صورت پرستان و ظاهر بينان، مستور مانده است و ندانسته اند كه سعدي گفت:

رفيقان چشم ظاهر بين بدوزيد
كه ما را در ميان سري است مكتوم


دكتر حسين محي الدين الهي قمشه اي، استاد برجسته ادبيات عرفاني، در مقاله اي تحت عنوان شراب نيشابور مي نويسند: "يكي از رندان سرافراز عالم كه سر به طاعت خاكيان فرود نياورد و با دين فروشان دنيا پرست و كوتاه آستينان دراز دست و بي خبران خبرفروش و دكان داران پشمينه پوش سر سودا نداشت حكيم عمر خيام است كه چندي خورشيد كمند معرفت بر بام انديشه انداخت و آواز برآورد كه شراب سرخ بايد خورد:

مي خور كه ز دل قلت و كثرت ببرد
و انديشه هفتاد و دو ملت ببرد
پرهيز مكن ز كيميايي كه از او
يك جرعه خوري هزار علت ببرد


اين كدامين شراب است كه سوداگران ترازوخوي را از سنگ تفرقه و حساب كم و بيش مي رهاند و جنگ هفتاد و ملت را به آشتي مي كشاند؟ و چون نوشدارو هزار بيماري روح فرسا را به جرعه اي شفا مي بخشد؟

بي گمان اين شراب تاك كه مستيش اندك و خمارش بسيار و شاديش خيال و عربده اش جدال و بي خويشي اش وبال است شان و مرتبه آن نيست تا خيام كه معاصرانش او را به القابي چون امام و حجه الحق ياد كرده اند و حكيم ثنايي پيشرو مثنوي عرفاني او را پيشواي حكيمان خوانده است، آن شراب را دواي مردمان داند و همگان را بدان فراخواند خود را مست مدام آن خواهد و گويد:


من بي مي ناب زيستن نتوانم
بي باده كشيد بار تن نتوانم
من بنده آن دمم كه ساقي گويد
يك جرعه ديگر بگير و من نتوانم


پس اين باده از خمخانه ديگر است و آن باده كه در آنجاست حقيقت نه مجاز است" كه به تعبير آيت الله مهدي الهي قمشه اي ره:
 

اي حريفان مستي ما از شراب ديگر است
تاك ما عشق است و در انگورش آب ديگر است


"اما جاي شگفتي نيست كه اصحاب سود و سودا الفاظ عارفان را به اقتضاي پيشه خويش همه بر دلالت سوقي و معاني بازاري حمل كنند و مستي را تنها در شيوه انگور و ملاحت را در نمك و حلاوت را در شكر دانند و ندانند كه:

چه شكرهاست در این شهر كه قانع شده اند
شاهبازان طريقت به مقام مگسي  (حافظ)"


و اين از آن روست كه محرم اين هوش جز بي هوش نيست و هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند و آنكه اين كار ندانست در انكار بماند.

برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد