English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام و ناصر خسرو

یکی از افسانه های طربخانه آشنایی خیام است با ناصر خسرو. طبق این قصه، ناصر خسرو برای خیام روشنایی نامه را می فرستد و خیام چند رباعی. در اینجا به یاد داستان «سه یار دبستانی» می افتیم که خیام را با حسن صباح و نظام الملک همدرس کرده اند.

آنچه از این افسانه بر می آید برداشت مردم است از نزدیکی افق اینگونه بزرگان. فی الواقع عامه راجع به رجال تاریخی خود اینگونه اظهار نظر کرده اند. آن حقیقت اجتماعی که پشت این افسانه جلوه می کند این است که فرزندان اندیشمند ایران یکی از این سه تیپ بوده اند: یا تیپ اهل علم و هنر محض (از قبیل خیام) یا اهل مبارزه و معارضه و درگیری سیاسی (از قبیل حسن صباح) یا اهل عمل و مشارکت فعال در عرصه های امور کشوری و جهانداری (از قبیل نظام الملک). گاهی کسانی از یک تیپ به کارهای خاص تیپ دیگر پرداخته اند ( مثلا بوعلی و خواجه نصیر مدتی شغلی در حد وزارت داشته اند یا عین القضاة و سهرودی بر سر آن بوده اند که پای به راهی شبیه حسن صباح بگذارند و جان بر سر این کار گذاشته اند).


منبع: « عمر خیام، علیرضا ذکاوتی قراگزلو، طرح نو، 1377»

اما اینکه چرا خیام را با ناصر خسرو و حسن صباح ربط داده اند، باید توجه داشت که اقلیتها در هر جامعه ای می کوشند مشاهیر را – بویژه اگر تناسبی در میانه وجود داشته باشد – به خود منسوب سازند و خیام با مایه آزاد اندیشی که داشته مورد خوبی بوده است برای آنکه گفته شود همدل اسماعیلیان بوده است. آشنایی خیام با حسن صباح طی مدتی که در اصفهان بوده محتمل است و از جهت تاریخی مانعی ندارد، اما با ناصر خسرو جور در نمی آید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد