English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

افروز هوشنگ | جهان خیامی

«جهان خیامی»

جهان خیامی

 
حدود 70 هزار سالِ پیش، تاریخِ انسانِ خردمند با انقلاب شناختی و ظهورِ بیانِ تخیلات رقم خورد. مجسمه عاجی «مرد شیرنما» بدون شک از اولین نمونه‌های هنر و نمودِ توانایی ذهن در بیانِ تخیلات است. بیانِ تخیلات منحصربه‌فردترین ویژگی انسانِ خردمند است و بدین‌گونه «افسانه‌ها و اسطوره‌ها و خدایان و ادیان اولین بار با انقلابِ شناختی ظهور کردند» (هراری، 1397، ص51). فرهنگ که حاصل ساختارهای بسیار پیچیده و تنیده شده در زیستِ انسان خردمند است در خود تحولاتی را به دنبال داشت که تاریخ نام گرفت و بدین‌سان اسطوره بخشی از تاریخ شد و طی هزاران سال جهشی در ذهنِ انسان پدید آمد که حاصلِ زبان و به دنبالِ آن آگاهی است.
 
در نیمه نخست قرن بیستم نظریه تحول نوپدید (Emergent Evolution)، که توسط مورگان ارائه شد؛ بر این جهشِ عظیم در ذهن تاکید دارد که بر اثر آن «انسان به خودآگاهی و به تراز نوینی از آگاهی اول شخص دست یافته است» (مقصودِ فراستخواه، 1396، ص116). در این میان فراموش نکنیم رابطه فرایندهای زیستی و تاریخ رابطه‌ای دوسویه است و تمامِ تاریخ در درون حد و مرزهای این عرصه زیستی رخ داده است و با توجه به تنوع بسیار زیادِ این عرصه «انسانِ خردمند، به مدد توانایی‌اش در خیال‌پردازی، زمینه‌های هر چه پیچیده‌تری را خلق کرده است» (هراری، 1397، ص71). ذهن از ابتدا تا به امروز همواره در متنِ زندگی و به ویژه از رهگذرِ تجربه‌های زیست اجتماعی توسعه یافته است و هرچه زیست اجتماعی بشر بزرگ‌تر و نسبت به قبل پیچیده‌تر شده است، شاهد چرخش ذهنِ «برون بنیاد« به سوی ذهنِ «خودبنیاد» بوده‌ایم. ذهنِ خودبنیاد همان فرایندِ حضور و ظهورِ ظرفیت آغاز در ما است که از آن به «ذهن‌آگاهی» تعبیر می‌شود. «ذهن‌آگاهی یعنی توجه زلالِ درونی به خود و فرصت بودن‌مان در زمان حال، بدون آنکه محرک‌های بیرونی ما را منفعل و سراسیمه کنند و ظرفیت‌های ذهنی ما را درهم بکوبند» (فراستخواه، 1396، ص13).
 
بی‌شک حکیم عمر خیام بی‌بدیل‌ترین چهره تاریخ ایران در دوره اسلامی است که در نمایان کردن ارزشِ زمان حال و «به تعلیق درآوردن «آن»‌ی است که از استمرار می‌گریزد، استمراری که خود تکرار و بازگشتِ ابدی پدیده‌های مشابه است» (داریوش شایگان، 1396، ص48). تعریفی که خیام از زمان به دست می‌دهد زمانِ بی‌زمانی است یا بهتر بگویم اهمیتِ کیفی زمان است و ابدیت چیزی جز این نیست؛ چرا که ابدیت فراتر از زمان است. گویا جهانِ خیامی جهانی‌ا‌ست بیرون از قوه تخیل مشترک انسان‌ها؛ نه اسطوره‌ها، نه خدایان، نه خیال و پندار، نه مفاهیم اجتماعی، نه واقعیت‌هایِ ‌خیالی در این جهان جایی ندارند. جهانی‌ا‌ست ابدی که مرزهایش فراسویِ مرزهای درهم تنیده اسطوره و تاریخ است. جهانِ خیامی، جهانی سرشار از لحظه‌هاست که تنها «شادی» می‌شناسد.

افروز هوشنگ
8 مردادماه 97
 
منابع:
هراری، یووال، انسان خردمند، نیک گرگین، فرهنگ نشرنو، چاپ یازدهم، 1397
فراستخواه، مقصود، ذهن و همه چیز، نشر کرگدن، 1396
شایگان، داریوش، پنج اقلیم حضور، فرهنگ معاصر، 1393
 
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد